فیلم| ۱۵ ساله بودم که در کرخه مجروح شدم؛ روایت نوجوانی از روستای شهیدپرور لکان
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، در این روایت، داوود کمانی از روستای شهیدپرور لکان سخن میگوید؛ روستایی که در همان سالهای نخست جنگ تحمیلی، دهها شهید و صدها جانباز تقدیم انقلاب کرد. او توضیح میدهد که به دلیل سن کم، بارها برای اعزام رد شده اما عطش حضور در جبهه او را بازنداشته است؛ از مراجعههای مکرر به پایگاهها و هیئتها تا ثبتنام در بسیج خمین با هزار خواهش و پذیرش در سادهترین مسئولیتها. سرانجام در اوایل جنگ، پس از آموزش، به مناطق عملیاتی جنوب اعزام میشود؛ جایی که شهرهایی چون اهواز، دزفول و شوش در آستانه تخلیه کامل قرار داشتند. کمانی لحظه مجروحیت خود را هنگام عبور با قایق از رود کرخه روایت میکند؛ زمانی که خمپاره دشمن در نزدیکی قایق فرود آمد و ترکش، پای او را در حالی که هنوز ۱۵ سال بیشتر نداشت، بهشدت مجروح کرد. انتقال اضطراری به بیمارستانهای دزفول و سپس تهران، تهدید قطع پا و آغاز زندگی با عوارض دائمی مجروحیت، بخشی از سرنوشت او شد. این بخش از مصاحبه، تصویر روشنی از ایثار نوجوانانی ارائه میدهد که بیتوجه به سن و خطر، برای دفاع از وطن قدم به میدان جنگ گذاشتند.